حدود ده روز پیش دوستی تکست داد و حالمو پرسید و چون تعطیل بود سوال کرد جایی نرفتین؟ منم گفتم پاندا برای کاری رفته شهرستان‌ پدریش و من خونه مادرمم گذشت تا دیروز عصر

دیروز عصر بازم تکست داد و حال و احوال کرد و گفت اون روزی که پرسیدم جایی نرفتین تو جاده شهرستان پاندا اینا با فلان ماشین( مدل ماشین ما) یه تصادف شده من ترسیدم و فکر کردم شمایین! تا اینجا من گفتم عیب نداره مدل نگرانیش این شکلیه و گفتم ای بابا بیچاره ها امیدوارم که تلفات جانی نداشته باشه

گفت همین که گفتی من همینجام و پاندا رفته گفتم حتما پاندا هست و خبرشو بهت ندادن!!! به همین صراحت!!! من دلم لرزید

هنگ بودم که باید الان چی جواب بدم؟ تشکر کنم؟ دیدم ادامه داد تا الان هم منتظر بودم خبرشو بشنوم که وقتی چیزی نشنیدم فهمیدم خداروشکر پاندا نیست!!!!

حالا چن وقته وضعیت لاستیکای ماشین افتضاح شده و ما هم تو وضعیتی نیستیم بتونیم بخریم و از شانس من دیروز پاندا دیر کرد،معمولا خیلی بهش زنگ نمیزنم وقتی سر کاره یا پشت فرمون و تا یک ساعت منتظر میمونم خودش خبر بده

تو شروع همون یک ساعت انتظار پاندا زنگ خونه رو زدن از آیفون دیدم یه آقاس و معمولا وقتی نشناسم اصلا باز نمیکنم،دیدم داره زنگ همه واحدارو میزنه و صحبت میکنه و بعدشم رفت

رفتم سراغ کارام و همش با خودم میگفتم چرا جواب ندادم نکنه اتفاقی افتاده نکنه پاندا دم در حالش بد شده داره خبر میده نکنه نکنه نکنه دلم مث سیر و سرکه میجوشید تو ده دقیقه اول انتظار طاقتم تموم شد وزنگ زدم به پاندا،گفتم کجایی؟ گفت یه قطعه از فلان دستگاه خراب شده تا نیم ساعت دیگه خونه م،یک ساعت بعد باز زنگ زد و گفت درست نشده و باید فلان کارو بکنیم و تا ۶ نمیام تو استراحت کن.۶ و نیم شدو نیومد زنگ زدم و گفت معلوم نیست کی بیام بعد از قطع کردم بهش تکست دادم من میرم خونه مامانم قبل از برگشتن خبر بده که زود برگردم

میخواستم یه جوری سرم گرم باشه که دلهره م کمتر باشه،نخیررر اونجا هم مث مرغ سرکنده بودم ساعت ۸ دوبار زنگ زدم جواب نداد از استرس بدنم میلرزید و نمیتونستم حتی با کسی حرف بزنم و مامانم مدام پذیرایی میکرد و اصراررررر باید بخوری! من وقتی دلشوره دارم آب هم نمیتونم بخورم.طفلی نی نی ِ قشنگم .امیدوارم حال ِ بدم رو حال اون تاثیری نداشته باشه .

تا اینکه زنگ زد گفت گوشی تو  دفترم بوده و خودم تو انبار فهمید حالم بده گفت تموم شد همین الان میام خونه نرو خودم میام دنبالت.۹ و نیم رسید خونه مامانم.تا سوار ماشین شدم گفت چی شده ؟ 

براش تعریف که کردم خیلی ناراحت شد و گفت ارتباطتو باهاش حداقل کن یادمه قبلا هم یه خواب بد دیده بود و بازم برات تعریف کرد

وقتی کسی حالتو بد میکنه چرا باید در ارتباط باشی باهاش؟

خدایا انرژی منفی رو از منو نی نی م دور کن و مواظب عزیزانم باش.ممنون برای همه نعمتی که دادی و باید تلنگر بزنی که قدرشو بدونیم


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

twin rozblog عمل زیبایی نمونه سوال و گام به گام دانلود آهنگ-موسیقی بی کلام-فیلم-آلبوم معلم خصوصی زیست شناسی- تدریس خصوصی زیست شناسی ذهن ثروتمند مو - وا دنیای ما حوالی من چاپ کارت